الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : جميشد سميعى )

62

كفاية الأصول ( فارسى )

انسان نيز كه يك مفهوم كلى است به لحاظ اينكه معلوم و متصوّر شماست و آن را لحاظ كرده‌ايد باز يك وجود ذهنى شخصى است و تعدّد آن نيز به تعدّد لحاظ شما بستگى دارد . * مشار اليه ( ذلك ) در « و ذلك لانّ الخصوصيّة . . . » چيست ؟ كون حال الموضوع له و المستعمل فيه الحروف حالهما فى الاسماء ، است . * بر چه اساسى گفته‌اند ، موضوع له حرفى مثل ( فى ) مطلق ظرفيت است ولى مستعمل فيه آن ظرفيت خاص مىباشد ؟ از آنجا كه حروف به اعتبار معانى ربطى كه دارند بايد با فعل همراه باشند و يا با اسم و به عبارت ديگر از آنجا كه حروف در مقام استعمال بطور مستقل ذكر نمىشوند و در نتيجه : 1 - يا بايد معناى فعل را با اسم ارتباط دهند . 2 - يا بايد دو اسم را به يكديگر مربوط سازند ، اين ارتباط سبب يك توهّم شده است و آن اينست كه : از اين ارتباط ايجاد شده بوسيلهء معانى حروف ، يك خصوصيت و تشخصى انتزاع مىشود . فى المثل : وقتى گفته مىشود : كتبت فى الغرفة ، اين توهم پيش مىآيد كه ظرفيّت خاصّى مورد اخبار قرار گرفته و آن ظرف بودن غرفه براى فعل كتابت مىباشد ، و اين معناى خاص بوسيلهء كلمهء ( فى ) صورت گرفته است . لذا براساس توهم فوق است كه گفته‌اند : اگرچه موضوع له ( فى ) مطلق ظرفيت است ، ولى مستعمل فيه آن ظرفيت خاص است . * با توجه به مطالب فوق مراد از « لانّ الخصوصيّة المتوهّمة » چيست ؟ در حقيقت ايشان به متوهمين فوق مىگويد : شما كه مىگوييد موضوع له حروف عام و يا مطلق بوده و لكن مستعمل فيه آن‌ها خاص ، مرادتان از اين خصوصيّت و تشخّص و جزئيت چيست ؟ آيا مرادتان از اين جزئيت و تشخّص ، جزئيت خارجيّه است ، يعنى واضع كلمهء ( فى ) را براى افراد خارجى ظرفيت مثل : غرفه ، كلاس ، سالن و . . . وضع كرده ، و يا اينكه مستعمل اين كلمه را در مصاديق خارجى ظرف استعمال كرده است ؟ و يا اينكه مراد شما جزئيت ذهنيّه است ، يعنى واضع كلمهء ( فى ) را براى مصاديق ذهنى ظرفيّت ( ظرفيت‌هايى كه مورد لحاظ قرار مىگيرند ) وضع كرده و يا مستعمل در آن استعمال نموده است ؟ به عبارت ديگر :